تبليغاتX
! من یک مادرم .... همین
! من یک مادرم .... همین

زندگی شیرین است اما نه به شرط چاقو

به شرط عشق

زندگی شهد است اما نه شهد گل

شهد محبت و مهربانی

زندگی وقتی به کام می نشیند که زنده گی باشد

Tue 1 Apr 2008 :: 1:31 AM ::  نويسنده : مادر

این که مدام به سینه ات می کوبد قلب نیست

ماهی کوچکی ست که دارد نهنگ می شود

ماهی کوچکی که طعم تنگ بلورین آزارش می دهد

و بوی دریا هوایی اش کرده است ....

قلب ها همه نهنگانند در اشتیاق اقیانوس

اما کیست که باور کند در سینه اش نهنگی می تپد ؟! ....

Sun 23 Mar 2008 :: 5:8 AM ::  نويسنده : مادر
مادر عزیزم یک سال و نیم است که دیگر بین ما نیست تا برایمان بنویسد . حالا من برای شما می نویسم نا این خانه غبار بی کسی نگیرد

من از طعم تصنیف در متن ادراک یک کوچه تنهاترم

بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است

و تنهایی من شبیخون حجم تو را پیش بینی نمی کرد

و خاصیت عشق این است